قابل توجه مسافرین تور دبی !!!
ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را به جایی رسیده است کار
که تاج کیانی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
توهین به ایرانیان در دبی ...!!!
بی شرمی ماموران اماراتی فرودگاه دبی علیه مسافران بیگناه ایرانی
منبع / نویسنده: وب سایت ایران ب ب ب
فاجعه رفتار تکان دهنده ماموران فرودگاه دبی با مسافران و گردشگران ایرانی
ماموران فرودگاه دبی به دلیل انچه دریافت گزارشی مبنی بر احتمال حمل مواد مخدر توسط یکی از مسافران ایرانی پرواز تهران – دبی در ( پنجشنبه 14 شهریور )ضمن رفتاری بسیار شدید و وحشیانه اقدام به بازرسی و لخت کردن تمامی 152 نفر مسافران این پرواز اعم از زن و مرد نمودنند .
به گزارش شاهدان عینی که خود هم از مسافران این پرواز نیز بوده اند پلیس دبی پس از نگهداری 4 ساعته تمامی مسافران در فرودگاه دبی ( به صورت سرپا ) و سپس گنترول گذرنامه ها انها تمامی مسافران را اعم از زن و مرد و کودک را به سالن بازرسی ویژه هدایت کرده اند .
در سالن ویژه بازرسی فرودگاه سالن شماره 2 فرودگاه دبی از همه خواستنند تمام لباسهای خود و حتی لباسهای زیر خود را دراورند و اقدام به بازرسی مسافران این پرواز که اکثرا خانواده ها هم بودنند نمودنند . همچنین در پی گستاخی پلیس فرودگاه امارات تمامی زن ها و دختر ها را توسط پلیس مرد کاملا برهنه کردنند و حتی از فرو بردن دست در درون اندام تناسلی بانوان و دختران هم کوتاهی نکردنند .

شاهدان عینی از فریاد و گریه و شیون زنان و دختران ایرانی در سالن بازرسی 2 حکایت میکنند که تمامی فضای سالن شماره 2 فرودگاه دبی را پر کرده بود .
یکی دیگر از شاهدان این پرواز میگویید که زنان و دختران را پس از بازسی وحشیانه از سالن بازرسی به سوی سالن خروجی فرودگاه دبی هدایت میکردند در حالی که به انها حتی اجازه نداده بودنن لباس های زیر خود را هم به تن کنند و در حالی انها را یکی یکی ازسالن بازرسی ویژه خارج میکردند که زن ها و دختران گریه کنان فقط لباسهای خود را در دست داشتنند و نه بر تن !
یکی دیگر از مسافران زن این پرواز میگویید که در اثر برخورد وحشیانه و خشن پلیس دبی در حال بازرسی بدنی از مسافران دختر بکارت یکی از دختران ایرانی پاره شده است و فریادها و گریه های این دختران و زنان در فرودگاه و متعاقب ان اعتراض شوهران و خانواده های دیگر ایرانی بازرسی شده باعث شد که پلیس فرودگاه با باتوم اقدام به ضرب و شتم وحشیانه تمامی مسافران دربند در سالن بازرسی را به همراه داشته باشد .
از طرفی در نهایت بعد از 3 ساعت از بازرسی ویژه بدنی تک تک مسافران ایرانی مشخص شد که هیچ یکی از انها هیچ مورد خلافی به همراه نداشته اند و ماموران فرودگاه دبی عمدا و فقط به خاطر ارعاب و تحقیر ایرانیان عازم دبی این حرکت زشت و بدور از انسانیت را انجام داده اند .

واکنش سفارت جمهوری اسلامی در دبی :
پس از مراجعه حضوری چندی از مسافران ایرانی به سرکنسولگری جمهوری اسلامی در دبی ابتدا از ورود این افراد به ساختمان کنسولگری جلوگیری به عمل امد ولی پس از ورود چند نفر و باز گو کرد واقعیت ماجرا برای مسئولان جمهوری اسلامی در دبی به انها قول داده شد که پیگیر ماجرای اتفاق افتاده شوند . همچنین یکی از 3 نفر از دختران که با جراحت ... مواجه شده بودنند برای اثبات موضوع به پزشکی قانونی ارسال شد که حقیقت ادعا اثبات شود .
از طرفی بعضی از خبرنگاران رسانه های گروهی با معاون سرکنسولگری جمهوری اسلامی در دبی قرار مصاحبه گرفتنند که ایشان از پذیرفتن خبرنگاران خودداری کردنند و با تعجب فراوان ایشان خطاب به مراجعه کنندگان تمامی ماجرای اتفاق افتاده را تکذیب کردنند و گفتنند موضوع مهمی اتفاق نیفتاده و ماجرای گفته شده فقط شایعه است !
ولی یک روز بعد از تکذیب ماجرا توسط کنسولگری ایران در دبی - سفارت جمهوری اسلامی در ابوظبی با تایید ضمنی خبر برخورد وحشیانه ماموران فرودگاه دبی با مسافران ایرانی و پاره شدن بکارت یکی از دختران 15 ساله این ماجرای را یک اقدام عادی در فرودگاه دبی خوانند ولی گفتنند که در این زمینه با فرمانده پلیس فرودگاه دبی صحبت و موضوع پیش امده را پیگیری کنند !!!!!!
سفر به دوبی را تحریم کنید
این فاجعه می توانست برای شما اتفاق بیفتد. بیایید جلوی چنین حوادث تلخی را بگیریم. سفر خود به دوبی را لغو کنید. اطمینان داشته باشید که روزی فرا خواهد رسید که با التماس از شما خواهند خواست به کشور ورشکسته شان سفر کنید. چرا که دوبی با پول ایرانی ها به این موقعیت رسیده است.شیخ نشینی که هفتاد سال پیشتبعید گاه دزدان و تبه کاران ایرانی بود. مطمئن باشید هر جا که سفر کنید از دبی زیبا تر و جذاب تر خواهد بود . به دبی کثیف سفر نکنید .
نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387 ساعت 7:25 توسط حسین صدرایی
[ ] | مطالب مرتبط ( جیغ و داد ) | لینک ثابت
مدتها بود كه در وبلاگم چيزي ننوشته بودم اما امروز مطلبي رو در وبلاگ خانم شراره انصاری خوندم كه نتونستم مطلب ايشون رو بي پاسخ رها كنم .
خانم انصاري عزيز قبل از هرچيزي بايد عرض كنم كه بنده هيچ مسئوليتي ( چه پخش فيلم و چه پخش موسيقي) را در جشن تولد چنته عهده دار نبوده ام .
جهت اطلاع بايد عرض كنم آقاي فواد خاكنژاد همون پسر شيطون و تيزي كه فكر نكنم اين القاب مناسب شخصيتشون باشه با تكرار سه گانه ي مصاحبه ي خانم پرنيخ اسباب شادي و خنده حضار را فراهم كردند .
خاموش شدن ويدئو پژكتور در پارت دوم برنامه ( حالا به هر علت) كه باعث شد مدتي تصوير خانم روشن را نداشته باشيم نيز نشانگر مديريت تواناي آقاي خاكنژاد بود كه ترجيح داده بودند اين جشن بدون منشي صحنه اداره بشه تا هيچ كس مسئوليتي در قبال اتفاقات صحنه نداشته باشه
راجع به مسئوليت پخش موسيقي باستحضار شما مي رسانم كه اين رسالت به عهده دوست عزيزم اروند موسوي بود اما نكته ي قابل تامل اينجاست كه مديريت محترم جشن حتي براي يكبار هم با ايشان برنامه را مرور نكرده و هنگام استارت جشن يك ريز برنامه كه بر روي جعبه ي خالي كبريت نوشته شده را به اتاق فرمان ارايه نموده اند. لازم ميدونم جهت معرفي آقاي موسوي خدمت خوانندگان عزيز عرض كنم كه ايشون صدا بردار چله ي هنري بوده اند و 40 شب برنامه ها ي موسيقي ، شعر و ... چله را كه ٤ تا ٥ ساعت به طول مي انجاميد را صدا برداري كرده اند .
اما راجع به اتفاق جالب پخش صدا در بين گيتار نوازي دوست عزيزم رسما اعلا م ميكنم كه در آن لحظه من هم مثل شما در سالن نشسته بودم و لذت ميبردم .
خانم انصاري عزيز مطالب بالا را نوشتم تا از مسبب اصلي اون تشكر كنيد نه از من !
اما يك مطلب كه ذهن من رو شديدا مشغول كرد طرز نگاه شما به اين جشن بود كه از اون بعنوان يك ( جشن خوب ) ياد كرديد .
متاسفانه اين جشن يكي از افتضاح ترين جشنهايي بود كه من در اون مشاركت داشتم ، جشني بدون كوچكترين برنامه ريزي . جشني كه مدير برنامه اش ( آقاي خاكنژاد) مانند بچه هاي مدرسه اي از زير بار مسئوليت شانه خالي مي كرد .
خانم انصاري عزيز همانطور كه خودتون هم اشاره كرديد چنته يك مجله با ماهيت سياسي طنز كاريكاتور است كه متاسفانه در جشن چنته هيچ يك از المانهاي فوق به چشم نميخورد و بيشتر به مسايل اجتماعي و فرهنگي پرداخته شد
به هر حال اميدوارم اگر روزي ماهيت اين نشريه به اجتماعي فرهنگي تغيير كرد ديگ تبديل به نشيه زرد نشود .
توقع من از شما همون نگاه عميق و موشكافانه اي بود كه هميشه به اطراف داشتيد .
با تشكر حسين صدرايي
نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387 ساعت 17:27 توسط حسین صدرایی
[ ] | مطالب مرتبط ( جیغ و داد ) | لینک ثابت
خيلي وقتها لازم نيست در غربت باشي تا معناي تنهايي را درك كني ، حتي لازم نيست از عزيزانت دور باشي كه بفهمي تنهايي يعني چي ؟
ميتوني در شلوغ ترين سالن ها هم تنها باشي ، حتي كنار خانواده ات هم ميتوني ...
فكر ميكنم . . .
به فريب هايي كه از سوي نزديك ترين كسانم داده شدم ، به بي معرفتي ها ، به اينكه من رو مثل يه دلقك مسخره كردند و برام خنديدند
كاش ميتونستم بهشون بفهمونم كه من همه چيز رو ميدونم ، اگر خودم رو به خنگي ميزنم واسه اينه كه چيزي خراب نشه ، شاديها از هم نپاشه
اما تنهايي وقتي اتفاق مي افته كه هيچ كس تو رو درك نكنه ، ندونه درونت چي ميگذره ... ، ندونن ازشون چي ميخواي ، تنهايي وقتي اتفاق مي افته كه رابطه ها يك طرفه بشه
اي كاش اين دل كوچولومو سپر بلا نكرده بودم اي كاش همه ي حرفايي رو كه از گوشه و كنار ميشنيدم توي اين حجم كم جا نميدادم تا اونم ديگه جايي براي خود من نداشته باشه
از دست دادن من مثل از دست دادن يك وسيله مي مونه ، تنها مدت كوتاهي اطرافيانم رو عذاب ميده ، تا زماني كه ابزاري بهتر و كارآمدتر از من به دستشون برسه .
راستي ، چرا ما دوست داريم از اطرافيانمون فقط براي راه افتادن كار خودمون استفاده كنيم ، اصلن به اين موضوع فكر ميكنيم كه شايد اونها هم توقعاتي از ما داشته باشند؟
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 ساعت 22:5 توسط حسین صدرایی
[ ] | مطالب مرتبط ( جیغ و داد ) | لینک ثابت
وقتي زندگي واست خيلي سخت شد يادت باشه که درياي آروم ناخداي قهرمان نمي سازه
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 12:23 توسط حسین صدرایی
[ ] | مطالب مرتبط ( جیغ و داد ) | لینک ثابت
زاهدي را ميشناسم كه در ويرانه هايي از معبد آبرو زندگي ميكرد
شب هنگام تركشهايي از تهمت معبدش را به ويرانه مبدل نموده بود
دريغا كه هيچكس توان مقابله با ويرانگران را نداشت
جهل و تخيل باطل همچون زهي كارآمد پيكان تهمت را با شتاب بسوي سينه اش پرتاب ميكرد
و عقل و منطق از معبد رخت بر بسته بود
زاهد را به گناه سادگي تير باران ميكردند
صداقت به مانند حكم مرگي است در انجمن تزويرگران
من آن زاهد را بيش از ديگران مي شناسم
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 ساعت 22:5 توسط حسین صدرایی
[ ] | مطالب مرتبط ( دست نوشته های خودمونی ) | لینک ثابت
آمار و امکانات ...