تبليغاتX
و حرفهایی برای نگفتن . . .

آي ...آي .. اي .... اي واي و واويلا ....
کلمات ظروف تنگي براي بيان احساس هستند ... ميفهمي چي ميگم ؟ ... مثلا از بين 65 ميليون رنگ که چشم ميبينه ما به 12 هزار تا .. يا بيشترش ميگيم قرمز ... خوب کلمه اينجا تمومه يعني 5 تاش رو ميتوني با صفت تکميلي کمرنگ ، پررنگ و سير مشخص کني .... اون بقيه بي نام و نشونن ... بدون توصيف ميمونن تا با شماره صداشون کني ... آره شماره و رياضيات ميتونه اونجا که کلمات کم ميارن به فرياد آدم برسه ... کاش ميشد همه جا از عدد استفاده کرد .... بقول محسن نامجو .... اين قرار عاشقانه را عدد بده ...

عشق يه واکنش شيمياييه ... آزاد سازي يه هورمون يا تجزيه يک پروتئين در مغز ... عين بقيه واکنشهاي شيميايي بدن ... هضم غذا ... ترس ... خنده ... گريه ... با فرق فرو رفتن در خلسه لذت و مثبت انديشي .... همين خلسه است که آدم رو بي دفاع ميکنه .... بعضي از رفتاراي آدميزاد غير ارادي هستند يعني نميتوني با شيوه اجراييش مخالفت کني ... سعي کن موقع عطسه چشمات رو باز نگه داري ... محاله ..... عين همين احساس عشق ... سعي کن وقتي عاشقي به خودت مسلط باشي ... بي دفاع نباشي ... محاله ... اگه تونستي بدون احساست عشق نبوده ...
بهر حال اين واکنش شيميايي هم ... دوره عمر داره و بالاخره يه وقتي به آخر واکنش ميرسي .... اونوقته که بايد فيزيکي باهاش برخورد کني ... خداکنه اونوقت متوجه نشي که شعله واکنش هستي تو رو سوزونده ... خداکنه اونوقت متوجه بشي که کاتاليزور شيريني زندگيت بوده .... درهر صورت وقتي واکنش تموم شه ... وقتي آتيشش سرد بشه ... وقت بازسازيه ...


نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386 ساعت 8:42 توسط حسین صدرایی
[ ] | مطالب مرتبط ( دست نوشته های خودمونی ) | لینک ثابت


آمار و امکانات ...
وبلاگ ما را صفحه خانگی خود کنید        اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها !    لینک RSS

افراد آنلاين:
تعداد بازديدهای کل: