تبليغاتX
و حرفهایی برای نگفتن . . . - عصمت کلمه

والله يك روايت ميتونه اين باشه كه كلمات را لخت كرده و آنجايشان راليسيده اند ارگاسمشان كرده اند وپولشان داده اندو معصوميت كه ازدست رفت درخيابان هاي مد رهايشان كرده اند .
وپشت مدگرايي برازنده ومدرن ارتزاقيست بدوي از آب دهان مخاطب كه جورناليست گويندش!

قبلنها اگرحرفها ناگفته ميماند از كمي كلمات وسرريزمعاني بود كه حتي اسهال فكري وتكررگذار در شبكه هاي زباني نيز نتيجه نميداد و هميشه معنا را مغز هضم ميكرد ولي يبوست زباني بود ويك دنيا حرف ناگفتني به خاطر بلنداي معاني وعصمت و خانواده نجيب ونا آلودني به وصلت كلمات غيراشرافي!

اكنونها ولي كلمات پس ازدموكراسي همگي حضورخود را درهمه جا به اثبات ميرسانند و درتعيين سرنوشت مشاركت دارند وآنقدراسهال زباني وجوددارد كه اصلا جذب وهضم مغزي صورت نميگيرد !

وهيكل آدمي درشرايط حاد گرسنگي بيولوجيكيش روبه تحليل ومرگ دارد . تني نحيف !
احساس گرسنگي وجودندارد - همه گونه سوپ و خورشت وپلو وپيتزا موجود و دردسترس است .

متاسفانه نويسنده اين سطور پي به جنده بودن مثال جاري خودبرده و سعي درردكردن جنده دارد.

جنده نميرود.

من حيفم مي آيد كودكم كلمه بياموزد !

كساني به كلمات خيانت كردند واكنون كلمات به ما خيانت ميكنند .

روشنفكر بودن دقيقا از زماني آغازشد كه عده اي بر گرده طبقه كارگر قرارگرفتند و كمتركارميكردند تا بيشتر و بهتر بيانديشند ومحصول فكريشان مورد استفاده تنهاي رنجور و خسته كارگران قراربگيرد ومخدري باشد براي فراموشي زخمها ...

اين مثال هم جنده اي بود بي پرده !


من نميتوانم حرف دلم را بگويم
دقيقا به اين علت كه كلمات واسطه انتقال معاني نيستند
كلمات دزدند
عشق منو ميدزدن !
بچه هاي محل دزدن !
كس ننه ها !
جايي نشتي واختلاس وجود دارد
يك شهرام جزايري دارد رانت خواري ميكند !
زبان طنز خودش يكي از كسكش ترين شيوهاي مخ زدن است
اهوازي ها خونگرمن مخلص همه جنوبي هاي خونگرم هم هستيم !

كس كش خب چيكاركنم؟
دارم توي تاريكي روي ديواراتاق دست ميكشم
ميخام شبكه مناسب و گاييده نشده پيدا كنم كه توي پروتوكل FTPحرف دلم رو بفرستم واست درست روي هاردت !

اي بابا من خودم قبلن اينا روجنده كرده بودم

برادرشلغم هم كه اخيرا خودجنده بودن جنده رو جنده كرده !

نهايتا "گفتن" اساسي ترين نياز بشرست

بخوان به نام پروردگارت بخوان كه خوب داري ميخوني ارواح عمت !


مادركلمه گائيده شد تا خودكلمه زائيده شد اون وقت انتظارداري اين مردمي كه با همين كلمات نون درميارن گوشت وسبزي و ميوه و اشتراك اينترنت و اميد ودرمان وپوشاك ومسكن ميفروشن وزندگي ميگذرونن
تازه ترانه هم ميسازن وعاشق ميشن ودختراشون رو قالب ميكنن
تازه شب زفاف هم با همين كلمات قانوني ميشه كه " بله"
شبش هم مخ زدن و زيرزبوني و گشايش همش با همين كلماته
اون وقت انتظارت اينه كه چي زائيده بشه ؟
مريم مقدس ؟

هنوزم خواستي واست ميگم

ولي مطمئنم كه نه حرف دله
نه تو ميفهمي
نه ....

نه
!



سانسور


نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386 ساعت 8:19 توسط حسین صدرایی
[ ] | مطالب مرتبط ( جیغ و داد ) | لینک ثابت


آمار و امکانات ...
وبلاگ ما را صفحه خانگی خود کنید        اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها !    لینک RSS

افراد آنلاين:
تعداد بازديدهای کل: